سینماسینما، شادی حاجی مشهدی

پژوهش سنگ بنای تولید علم یا یک محصول فرهنگی است و منبع اصلی تولید اطلاعات و دانش جدید و اصلاح اشتباهات گذشته، بر اساس فعالیت‌های پژوهشی است. پژوهش در هر موضوع و در هر سطحی که انجام شود، تلاشی منسجم و نظام‌مند در راستای توسعه دانش درباره موضوعات و حل مشکلاتی است که با آنها سروکار داریم. اگر از دانسته‌ها یی بهره بگیریم که بر پایه نتایج پژوهش‌های قبلی کسب شده اند، در واقع به مصرف اطلاعات و منابع پرداخته‌ایم و اگر تلاش ما مبتنی بر مشاهدات و تحلیل‌های جاری باشد، در واقع به تولید اطلاعات منجر خواهد شد.
در حیطه فرهنگ و هنر و به طور اختصاصی در سینما و تلویزیون نیز نیاز داریم تا پیش از تولید هر اثری تحقیق و کَند وکاو کنیم. بی شک نمی توان و نباید بدون پژوهش برای تولید فیلم های سینمایی و مستند، مجموعه ها و نمایش های تلویزیونی و… قدم برداریم.

همانطور که در فرایند های اجرایی، ابزارها و منابع انسانی مهمند، در فعالیت های پژوهشی نیز تکیه بر هوش و توان انسانی اهمیت دارد و همواره در کاربردی کردن نتیجه ی یک پژوهش، زاویه نگاه و الگوهای ذهنی انسانی دخیلند؛ اما امروزه بزرگترین معضل این است که دانشگاه‌های مطرح کشور و منابع دسترسی به آرشیوهای غنی و مهم، که می بایست با بسترسازی علمی و پژوهشی و تامین خوراک، نقشی تاثیرگذار در کاربردی‌کردن این پژوهش‌ها داشته باشند، این رسالت را به درستی انجام نمی دهند.

شاید این مساله درست باشد که خیلی از پروژه‌های پژوهشی ما نیازهای جامعه را برطرف نمی‌کند و با نیازهای روز جامعه همخوانی ندارند. برای همین است که بسیاری بر این گمانند که مخاطب مهمترین اولویت پژوهشی در حوزه سینما و تلویزیون است و ارتباط با مخاطب و تاثیرات متقابل یک محصول فرهنگی بر آن به عنوان اساسی‌ترین وجه هنری و فرهنگی این مدیوم باید در پژوهش های این حوزه مورد توجه قرار گیرد.

متاسفانه «پژوهش گُریزی» به دلایلی که ذکر می شود به امری روزمره بدل شده و به صورت یک عادت و غفلت درآمده است. اغلب و در عمل، کم تر پیش می آید که فیلمنامه نویس در سینما یا تلویزیون بر مبنای دستاوردها و حاصل کار پژوهشگرانی که پیش از وی دست به قلم برده اند، به نوشتن موضوع و داستان فیلم یا مجموعه های تلویزیونی روی بیاورد. به عبارت ساده تر، حتی فیلمنامه نویس هم گاهی کاری با پژوهشگر یا پژوهشگران یک فیلم ندارد.

چه بسا برای بسیاری از فیلمسازان طرح یک پرسش دستاویزی برای خلق یک اثر باشد. به عبارت دیگر، ممکن است برای بسیاری از فیلمسازان جرقه ی ایده اولیه یک فیلم از طرح یک پرسش شروع شده باشد؛ به این ترتیب راه هایی که برای رسیدن به پاسخ پرسش اولیه پیش روی هنرمند طی می شود، به واقع می تواند به تولید یک فیلم مستند یا سینمایی و… منجر شود. بنابر این هنرمند در ذات خود کنجکاو است و روحیه ای پرسشگرانه دارد که از طریق تحقیق و بررسی قادر است، این پتاسیل های بالقوه ذهنی را به فعل رساند.

مشکل اصلی کجاست؟
متاسفانه باید گفت در کشور ما آنطور که باید در حوزه نگارش علمی و روش های درست نویسندگی که پایه و اساس شکل گیری اثر نمایشی است توجه و هزینه نمی شود. توجه به امر پژوهش درباره ی یک موضوع که در واقع جانمایه و درونمایه ی اصلی یک فیلمنامه به شمار می آید، مهم است! چرا که این زیربنای مفهومی مستتر در متن نمایشی، در انسجام نهایی یک فیلمنامه قوام یافته و کم نقص مؤثر خواهد بود. به همین دلیل است که متأسفانه در شرایط کنونی، با مقوله پژوهش- به عنوان بخش مهمی از فعالیت فیلمسازی و برنامه سازی- یا به صورت یکی از حلقه های مفقوده برخورد می شود و یا به شکلی بسیار شتابزده و آسان پسندانه از آن عبور می کنند. شاید به همین دلیل است که در اکثر تولیدات سینمایی یا تلویزیونی همواره فیلمسازان ما اسیر کپی کاری، کلی گویی و ابهام در روایت و مفاهیم می شوند و در نهایت با اندیشه خلق آثاری به ظاهر بزرگ و ارزشمند ( بیگ پروداکشن) در ورطه ی دیگری می افتند که پشتوانه ارزشمند پژوهشی ندارد و متعاقبا تاثیرگذار و باورپذیر و ماندگار نیست.

نقش نظارت کیفی بر خروجی تولیدات هنری ( فیلم، سینما و تلویزیون) چگونه باید باشد؟
بزرگترین لطمه آنجا شکل می گیرد که علاوه بر نواقص متعدد در حوزه ی مخاطب شناسی سینما و تلویزیون، در رده بندی آثار سینمایی و تلویزیونی نیز به عواملی همچون اهمیت دهی به پژوهش و تحقیق (به عنوان نخستین گام های پیش تولید یک مجموعه تلویزیونی یا فیلم سینمایی) توجهی جدی نمی شود و متاسفانه در عمل برای ناظران کیفی نیز در بیشتر مواقع، سلایق تهیه کنندگانی که دارای رانت های قدرتمند هستند، مهم تر می نماید و به این ترتیب نظارت کیفی نیز با لابی های گوناگون و پشت پرده در واقع مخدوش می شود.

علاوه بر این، درسینما و تلویزیون نیز، تأیید کنندگان طرح ها و فیلمنامه های پیشنهادی برای تولید فیلم های سینمایی یا برنامه های تلویزیونی، در این راه وظیفه مهم و سنگینی بر عهده دارند. به ویژه” ناظران کیفی” تولیدات تلویزیونی که باید با دقت بیش تری به این امر توجه کنند. مسئله پرهیز از دوری جستن از قالب های کلیشه ای و عدم انتخاب موضوعات تکراری و غیرجذاب و توجه به ارائه مستندات قابل اعتماد در آثار هنری که به عنوان اطلاعات فرهنگی و تاریخی ممکن است به خورد مخاطب داده شوند و نظایر آن ها نیز می تواند در درجه بندی کیفی تولیدات هنری اثرگذار باشد. که اگر جز این باشد ضعف های کیفی تولیدات هنری به ویژه در رسانه ای همچون تلویزیون، اشتیاق چندانی برای پیگیری وجذب مخاطبان باقی نخواهد گذاشت.

به این ترتیب باید شرایطی به وجود آید که هر فیلمساز، تنها پس از بررسی و تأیید نمونه های پژوهش های جدی و قابل قبول در مورد سوژه اصلی کارش از سوی هیاتی که خود حائز شرایط تامه و لازمه برای تایید صحت و سقم این پژوهش ها هستند، مورد پذیرش قرار گرفته و اجازه ورود به مرحله ی بعدی تولید را پیدا کند. تنها در این صورت است که می توان به غنای آثار سینمایی و تلویزیونی از طریق تأیید فیلمنامه هایی منسجم و ارزشمند کمک کرد و به خلق آثاری دلپسند و مخاطب دلخوش شد.

پس کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع رسانی و آرشیوهای تصویری به چه کار می آیند؟
کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع رسانی و آرشیوهای مهم تصویری ایران ( فیلمخانه ملی) به عنوان مراکز اصلی گردآوری و سازماندهی منابع اطلاعاتی، ابزار و خوراک لازم را برای هنرمندان و پژوهشگران فراهم می‌کنند. از آنجا که هیچ پژوهشی نمی‌تواند بدون برقراری پیوند با پیشینه پژوهشی در حوزه موضوعی خود موفق باشد، دسترسی به منابع اطلاعاتی روزآمد یکی از مهمترین نیازهای پژوهشگران است. همه پژوهشگران نیازمند آگاهی از فعالیت‌هایی هستند که قبلا در حوزه پژوهشی آنان اتفاق افتاده و یا در زمان حال در جریان است. این آگاهی از طریق دسترسی به منابع اطلاعاتی میسر می‌شود. معمولا یافته‌های سایر پژوهشگران از طریق مجله‌های علمی، کتاب‌ها، سایت‌های اینترنتی و پایگاه‌های اطلاعاتی منتشر می‌شود. آرشیوداران، کتابخانه های بزرگ و متخصصان اطلاع رسانی، متولی گردآوری و سازماندهی این اطلاعات هستند و نتایج پژوهش‌های قبلی را در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهند. اما لازم است همه این مراکز به روز بوده و به شیوه های مدرن و علمی، عمل کنند و همواره در پی ارتقا، دسته بندی و تکمیل اطلاعات موجود خود باشند.

چرا توجه به پژوهش و پژوهشگرکم رنگ شده است؟
شاید اختصاص ندادن بودجه متناسب به این بخش مهم ترین مساله در آسیب شناسی این موضوع باشد. همانطور که برای پیشرفت در علم و فناوری نیاز به سرمایه گذاری داریم، در بخش های پژوهشی و برای توسعه منابع اطلاعاتی نیز لازم است سرمایه گذاری شود. متاسفانه باید گفت در کشور ما آنطور که باید به نگارش دقیق همراه با پژوهش توجه کافی نمی شود و اغلب نویسندگان در این حوزه نیاز به تحقیق را در نوشته های خود مهم نمی شمارند. همین موضوع کافی است تا ضرورت شناسایی و تربیت فیلمنامه نویسانی که تحقیق و پژوهش را سرلوحه کار خود قرار می دهند، مهم بشماریم. اختصاص بودجه به دست اندکاران این امر چه در مرحله ی «پیش تولید» و چه در «مرحله ی تولید» حتی «پس از تولید» (در مباحث مخاطب شناسی) می تواند بسیار سودمند تلقی شود. پر واضح است در بسیاری از پروژه های فرهنگی – هنری نظیر مستندسازی یا برنامه سازی های تلویزیونی، بدون پشتوانه مطمئن «پژوهش» نمی توان گامی برداشت و تقدم کار پژوهش بر هر فعالیت دیگری مشهود است، چرا که به صرفه جویی در وقت و هزینه در تولید و ارتقای کیفی اثر منجرخواهد شد. با بستر سازی و اختصاص بودجه کافی به پژوهش – به عنوان یکی از اساسی ترین مراحل کار تولید- چه در سینما و چه در تلویزیون و با استفاده از پژوهشگران و محققان ماهر در این زمینه، می توان امیدوار بود تا نقش و جایگاه این مرحله مهم در این فرآیند بیش از پیش روشن شود و به خلق آثاری بهتر و ارزشمندتر بیانجامد.