سینماسینما، ایلیا محمدی‌نیا

هنگامی که رئیس سابق مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی سال گذشته در هنگامه برپایی جشنواره فیلم حقیقت گفت: “ایده ما روشن است، مستند برای همه” شاید کمتر کسی می توانست پیش‌بینی کند که او برای گرفتن یک امتیاز (جذب مخاطب)برای سینمای مستند چه چیزی(سینمای مستقل مستند) را ناخواسته قربانی می‌کند. برآیند نگاه او در شش دوره دبیری جشنواره فیلم حقیقت و تولیدات مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی مشخص است که در این مجال قصد تبیین آن را ندارم و بماند برای بعد.

با این سیاست چند ساله اخیر، تنها می ‌توان عنوان مستند تجاری را بر آثار تولید شده اطلاق کرد که در آنها درام و شکل روایت به شدت تنه به سینمای تجاری می زند و گاه همانند فیلمنامه‌ی داستانی‌، با دکوپاژ و بازی‌های درخشان نابازیگرانش همراه می شود و این رویکرد تبدیل به الگویی مطلوب برای بیشتر سینماگران فعال در حوزه سینمای مستند جهت عرضه در جشنواره های دولتی و مشخصا جشنواره فیلم حقیقت شده است.

و افسوس‌که دستاورد سالها زحمات مدیر سابق مرکز گسترش سینمای مستند همین بوده یعنی جذب هر چه بیشتر مخاطب سینما برای فیلم های مستند و عملیاتی کردن شعار سینمای مستند برای همه.

اما نکته غریب و بهت آور این رویکرد جایی است که شاید در خوشبینانه‌ترین حالت فکر نمی‌کردیم که حاصل نزدیک به شش سال تلاش طباطبایی نژاد در مرکز گسترش سینمای مستند، تا این حد گسترده و عمیق در بطن جشنواره‌ها و جشن‌های بخش خصوصی و دولتی که داعیه حراست از سینمای ناب مستند را دارند رسوخ کرده، به بار بنشیند.  مستند تجاری خوب است اما نه به قیمت نادیده گرفتن مستند های تجربی و خلاقانه.

سینمای نجیب مستند نه تنها با انبوه مخاطبان مشکلی ندارد، بلکه به دنبال آن است که بیش از پیش فرهنگ سینمای مستند میان مخاطبان نهادینه شود ولی دستیابی به این خواست را با هر شیوه‌ای مناسب نمی‌داند شیوه‌ای که شوربختانه مدیران مرکز با مستندهای تجاری در پیش گرفته‌اند.
سینمای مستند، نگران حیات خویش است که این روزها نه در جشنواره‌های دولتی و خصوصی مجال نفس کشیدن دارد و نه به چشم بخشی از به اصطلاح منتقدان قشری نگر می‌آید که درکی از سینمای مستند ندارند و چشم و قلمشان بعضا به دهان و قلم سلبریتی های فیلمساز سالخورده ای است که چه چیزی درباره یک اثر که داعیه مستند بودن دارد می‌گویند و چه می‌نویسند تا آن را لق لقه دهانشان کنند.

راستی چگونه می شود که مستندی تجاری و بدون عنصر خلاقیت که در بهترین حالت مطلوب پخش در تلویزیون است تبدیل به اثر جذاب و منتخب جشنواره‌ها و جشن‌ها و بسیاری از منتقدنماهای سینمایی می شود.
کاش مخاطب پیگیر سینمای مستند درک کند که جایزه جشنواره‌های داخلی چه در بخش دولتی و چه حتی خصوصی دلیل موجهی برای کیفیت یک مستند نیست

کاش سیاست گذاران جشنواره و جشن های فیلم به مخاطب درباره اثر ارزشمند سینمای مستند نشانی غلط ندهند.
کاش بخشی از منتقدنماهای سینما درک کنند که تحلیل یک اثر داستانی با مستند تفاوتی بنیادین دارد.
کاش سینمای مستقل و تجربی و خلاقانه مستند جشنواره‌ای همچون جشنواره فیلم مستند کیش داشت.